طبيعت آتشفشانها:

كوههاي آتشفشاني با كوههاي معمولي بسيار متفاوت مي‌باشند، زيرا اين كوهها توسط فرايندهايي نظير چين‌خوردگي يا بالاآمدگي يا فرسايش ايجاد نشده‌اند بلكه در اثر تجمع مواد فوراني نظير لاوا،بمب‌هاي آتشفشاني و يا خاكسترهاي آتشفشاني ايجاد شده است. ً يك آتشفشان معمولاً يك تپه مخروطي شكل و يا يك كوه مي‌باشد كه در اثر تجمع مواد مذاب اطراف دودكش كه به مخزن مواد در زير زمين وصل است ايجاد شده است.

كوههاي آتشفشاني

حركت مواد مذاب توسط نيروي ارشميدس و يا فشار گازها و به دليل سبك‌تر بودن ماگما از سنگهاي اطراف خود به بالا رانده مي‌شود و در نهايت در نواحي از پوسته كه ضعيف مي‌باشد پوسته را شكسته و ماده مذاب به سطح زمين مي‌رسد.
بدين‌ترتيب فوران آغاز مي‌شود و در صورتي كه آتشفشان انفجاري باشد به صورت قطعات لاوا و سنگهاي ديگر به هوا پرتاب مي شوند، دراين صورت قطعات درشت بلوك‌ها و بمب‌ها در اطراف آتشفشان نهشته مي‌شوند و همچنين ممكن است ذرات ريز خاكستر توسط جريان‌هاي بادهاي استراتوسفري پيرامون كره زمين حركت كرده و در نهايت رسوب كنند.


مواد مذابي كه در زيرزمين قرار دارند و طريق دودكش يا لوله آتشفشاني به طرف بالا حركت مي‌نمايند كه اصطلاحاً ماگما ‌ناميده مي‌شوند. اما بعد از اينكه اين ماگما از آتشفشان فوران نموده با آن لاوا (گدازه) گفته مي‌شود.
گدازه هنگامي كه از دودكش به خارج حركت مي‌نمايد ماده گداخته سرخ و متخلخلي مي‌باشد اما در اثر سرد و اكسيد شدن به رنگ قرمز تيره، خاكستري و يا رنگهاي ديگر تغيير مي‌نمايد. گدازه‌هاي خيلي داغ، داراي گاز فراوان همچنين حاوي آهن و منيزيم به صورت سيال بوده و جرياني نظير قير داغ دارند. در صورتيكه گدازه‌هاي سردتر، با گاز كم و درصد بالاي سيليس و سديم و پتاسيم جريان آرامي نظير حركت عسل غليظ بر روي شيب دارند.

نمایش نحوه حرکت گدازه


ماده مذاب موجود در زيرزمين كه در حال صعود به طرف قسمتهاي بالاي پوسته زمين مي‌باشد حاوي بلورها، قطعات سنگهاي دربرگيرنده . گازهاي محلول مي‌باشد و اين ماده مذاب عمدتاً حاوي اكسيژن، سيليس، آلومينيوم، آهن، منيزيم، كلسيم، سديم، پتاسيم، تيتانيم و منگنز مي‌باشد. البته ماگماها ممكن است داراي عناصر ديگر به صورت جزئي ‌باشند.

عناصر تشکیل دهنده گدازه در آتشفشان هاوایی

در حين سرد شدن ماگما در داخل زمين كه معمولاً به آرامي صورت مي‌گيرد بلورهاي كانيهاي مختلف تشكيل شده (سري‌باون) و در نهايت كل ماگما به صورت جامد در آمده و سنگهاي آذرين دروني و يا سنگهاي ماگما‌تيك را ايجاد مي‌نمايد.
اين مواد مذاب از طريق شكستگي ها به طرف بالا حركت مي‌نمايد. در برخي از مواقع مواد مذاب در داخل زمين تجمع حاصل كرده و اشكالي نظير باتوليت، دايك و ... را مي‌سازند.
در پوسته قاره‌اي ماگما در اعماق مختلف گوشته بالايي ايجاد مي‌شود. انواع مختلف مواد مذاب در پوسته ممكن است با يكديگر نزديك شده و ماگماهايي با تركيب شيميايي بسيار گسترده‌‌اي را ايجاد نمايند.
ماگما داراي گازهاي حل شده مي‌باشد و با بالا آمدن ماگما به سطح زمين چون فشار طبقات بالايي كاهش مي‌يابد اين گاز آزاد شده و در نهايت اگر فشار گاز كافي باشد به آتشفشان حالت انفجاري مي‌دهد. هرگاه گدازه به صورت سيال باشد و داراي گرانروي پايين باشد، گازهاي موجود در‌آن به راحتي آزاد مي‌شوند شده و آتشفشان به صورت آرام با خروج گدازه سيال به فعاليت خود ادامه دهد. ولي در صورتيكه گدازه ضخيم بوده و داراي گرانروي بالا باشد خروج گاز از ماگما به سختي انجام مي‌شود و تراكم گاز در گدازه منجر به انفجار شده و آتشفشان‌هاي انفجاري را ايجاد مي‌نمايد.

نمایشی از نحوه خروج گاز آتشفشانی


گازهاي موجود در گدازه را مي‌توان با گاز موجود در يك شيشه نوشابه مقايسه نمود. هنگامي كه انگشتمان را بر روي درب شيشه گذاشته و آن را به شدت تكان مي دهيم گاز جدا شده از نوشابه به صورت حباب‌هايي ايجاد مي‌شود و هر گاه انگشتمان را به صورت ناگهاني برداريم محتويات داخل نوشابه به بيرون فوران خواهد نمود. گازهاي داخل ماگما نيز چنين رفتاري را از خود نشان مي‌دهند.
جدايش شديد گازها از گدازه ممكن است توليد سنگي بنام پوميس را نمايد. اين سنگ بعلت وجود حبابهاي گاز در آن بسيار سبك بوده و بر روي آب شناور مي‌باشد.
در بسياري از آتشفشانهاي انفجاري شدت انفجار آنقدر زياد بوده كه مقداري از مواد تشكيل دهنده آتشفشان به هوا پرتاب شده و بمب‌ها و خاكسترهاي‌آتشفشاني و گردوغبار آتشفشانها را تشكيل ‌دهند.

 سنگ پوميس که در اثر خروج گاز متخلخل شده


اگر ماگما نزديك به سطح زمين سرد شود سنگ‌هاي آذرين ريزبلور و يا شيشه‌اي را بوجود مي‌آورد. در صورتي كه دما در سطح زمين به سرعت كاهش يابد سنگهاي ولكانيكي را بوجود مي‌آورد. كه از مشخصه آنها مي‌توان قرار گرفتن بلورها در زمينه‌‌اي شيشه‌ و يا مواد كريستالي دانه‌ريزتر را نام برد. و هر گاه ماگما در اعماق زمين قرار داشته باشد و هرگز به سطح زمين نرسد به آرامي سرد شده و بنابراين در نهايت سنگهاي آذرين با بلورهاي درشت را ايجاد مي‌نمايد.
پس از بلوري شدن نهايي و سنگي شدن ممكن است اين توده‌ها تحت تأثير عواملي نظير فرسايش پس از هزاران و ميليون‌ها سال در سطح زمين نمايان شود و بدين‌ترتيب توده‌هاي بزرگ از سنگهاي آذرين دروني ظاهر مي‌شوند. مثلاً گرانيت الوند همدان و يا گرانيت علم‌كوه از مثالهاي بارز در اين رابطه مي‌باشد. 

تعاريف

آتشفشان (Volcano)

عبارت از دستگاه و يا ساختمان زمين شناسي است كه از طريق آن مواد مذاب و گازي و در مواردي همراه با قطعات جامد از اعماق به سطح زمين راه يافته و تجمع اين مواد در محل خروج تشكيل بر جستگيها‌‌يي بنام آتشفشان مي نمايد.

ماگما (Magma)

ماگما

 به مواد مذاب اساساً سيلكاته ماگما گفته مي شود. ماگما علاوه بر فاز مايع معمولاً حاوي مواد فرار (فاز گازي ) و يا جامد ( بلورها و قطعات ) ممكن است باشد

گدازه (Lava)

 ماگما و يا ماده مذاب خارج شده از آتشفشان را گويند.

جريان گدازه اي (Lava flow)

جريان گدازه اي

 به مواد گدازه اي روان شده در سطح زمين كه گاه بصورت نهر و يا رودخانه اي از مواد مذاب جلوه مي نمايد , گفته مي شود

حجره ويا اتاقک ماگمايي (Magma chamber)

اتاقک ماگمايي

به محل تجمع ماده مذاب و يا ماگما در اعماق زمين حجره ماگمايي اطلاق مي شود.گاه اين مجراي آتشفشاني حا لت استوانه اي داشته كه در صورت پر شدن از ماده مذاب و انجماد ايجاد ستون منجمد آتشفشاني   (Volcanic necks) مي نمايند.

ابرخاكستر(Ash Cloud)

 ابرخاكستر، ابري از جنس خاكستر است كه بعد از چند فوران آتشفشاني  در هوا تشكيل مي شود.

دودكش(plug)

دودكش(plug)

دودكش ، راهي است كه ماگماي يك آتشفشان از درون آن عبور مي‌كند. دودكشهاي آتشفشاني گاه عبارت از شكستگي و يا محل بر خورد شكستگيها مي باشند. اگر در حالت اول شكستگي از ماگما پر شود, پس از انجماد تشكيل يك توده سنگ آذرين صفحه مانند ميدهد كه طبقات را قطع نموده اند و بدان دايك Dike)) گفته مي شود. در مواردي نيز ماده مذاب از طريق شكستگي ها بالا آمده و بموازات چينه بندي سنگها جايگزين مي شود. به اين گونه سنگهاي آذرين صفحه اي كه در بين لايه ها و به موازات آن ها تشكيل شده اند, سيل (Sill) اطلاق ميگردد. چنانچه ضمن جايگزيني ماده مذاب در بين چينه بندي بخش مركزي داراي تمركز بيشتري از مواد مذاب نسبت به طرفين بوده و تحدب بطرف بالا باشد در يان حالت به توده سنگهاي آذرين حاصل لاكوليت  (Laccolith) گفته مي شود.

 پوسته (Crust)

پوسته، خارجي‌ترين لاية سنگي زمين است.

حجرة ماگمايي(Magma Chamber)

اتاقک ماگمایی

 حجرة ماگمايي حاوي ماگماي عميق و درون پوستة زمين است.

دهانه آتشفشان (Volcanic crater)

دهانه آتشفشان

به محل خروج مواد آتشفشاني در سطح زمين دانه يا (Crater) گفته مي شود كه معمولاً بشكل قيف مانند در انتهاي دودكش آتشفشاني ملاحظه ميگردد

مخروط آتشفشاني(Volcanic cone)

به برجستگي و يا كوه مخروطي تشكيل كه بر اثر انتشار و تجمع مواد آذر آواري ( پيروكلاستيك ) و ياگدازه اي ( ويا هر دو ) در اطراف دهانه تشكيل ميگردد مخروط آتشفشاني گفته مي شود. مواد آذر آواري يا پيروكلاسلتيك به مواد آتشفشاني پرتاب شده در اثر فوران آتشفشاني ( لخته هاي مايع  نيمه مايع يا خميري و يا جامد ) اطلاق ميگردد . اين مواد ممكن است منحصراً از مواد آذر آواري تشكيل شده باشد كه در اين صورت بدان مخروط تفرايي (Tephra cone)و يا اساسا ً از مواد گدازه اي تشكيل يافته باشد كه بدان (Lava cone) و يا بالاخره تناوبي از مواد گدازه اي و آذر آواري ممكن است باشد كه به اينگونه آتشفشان ها كه معمولاً حالت لايه بندي نيز دارند استراتوولكان (Stratovolcan)گفته شده و مخروط آتشفشاني آنها از نوع مختلط يعني (Composite cone) مي باشد.

فوران (Eruption)

 به خروج و پرتاب مواد آتشفشاني ( گدازه به مواده آذر آواري و گازهاي آتشفشاني ) در سطح زمين فوران گفته مي شود. خروج مواد آتشفشاني مي تواند از دهانه مركزي آتشفشان و يا از طريق شكاف و احياناً گروهي از شكافها صورت گيرد.

فوران هاي ماگمايي (Magmatic eruption)

فوران  ماگمايي

 به فورانهايي گفته مي شود كه نتيجه عملكرد مستقيم گازهاي ماگمايي و ماگما مي باشند.

فوران هاي ناشي از بخار آب يا (Hydro eruption)

فوران هاي ناشي از بخار آب

 اين گونه فوران ها ناشي از بخار آب ثانوي بوده كه بواسطه گرم شدن آبهاي خارجي ( سطح الارض يا زير زميني) در تماس با ماگما بوجود مي آيد.چنانچه اين آب از منشاء آبهاي زير زميني باشد بدان  فراتيك  Phreatic مي گويند.

دياترم (Diatreme)

دياترم

 دهانه هاي انفجاري است كه بواسطه انفجار گازي بوجود آمده و منشاء اين گازها ممكن است ماگمائي و يا ثانوي ( بواسطه بخار شدن آبهاي زير زميني بر اثر حرارت باشد) باشد, و در واقع بصورت دودكش هاي آتشفشاني پر شده از برش مي باشند و شكل حفره اي يا چاه مانند دارند.

كا لدراها (Caldera)

كا لدرا

 به دهانهاي نسبتاً وسيع آتشفشاني گفته مي شود كه قطر آنها ممكن است به چندين كيلومتر برسد و شامل كا لدراهاي انفجاري , كا لدراهاي ريزشي و كا لدراهاي فرسايشي ميگردند.

كا لدراهاي انفجاري

 اين نوع كالدراها بواسطه انفجار حجم عظيم از مواد آتشفشاني و پر سنگ در اثر گازهاي تحت فشار حاصل و دهانه هاي وسيع تشكيل مي دهد .

كا لدراهاي ريزشي

كا لدراهاي ريزشي

 اين نوع كالدراها متداول ترين نوع مي باشد كه در اثر انفجار و خارج شدن حجم زياد از مواد ماگمائي و سنگين قسمتهاي فوقاني آتشفشان عمل فرو نشت يا ريزش اتفاق ميافتد كه همراه با ايجاد شكستگيهائي مي باشد.

كا لدراهاي فرسايشي

كا لدراي فرسايشي

اين نوع كالدراها بر اثر فرسايش دهانه هاي آتشفشانهاي قديمي و وسعت يافتن آنها بوسيله عوامل جوي يا يخچالي و بادي ممكن است حاصل گردد.نسبت مواد پيروكلاستيك به سنگهاي گدازه اي تشكيل شده اند و در واقع بيانگر تكرار و تناوب فوران هاي انفجاري آتشفشان به مواد گدازه اي و يا جريان گدازه اي است كه ممكن است بسيار متغيير باشد و ميتوان آنرا توسط ضريب انفجار تعريف نمود:

V=1/3πR²H

ضريب انفجار

عبارتست از نسبت در صد حجمي مواد پيروكلاستيك به حجم كل مواد خارج شده از آتشفشان . اگر ارتفاع يك مخروط آتشفشاني H)) و شعاع قاعده آن R)) باشد در اين صورت حجم مخروط V)) از فرمول بدست ميآيد كه با بر آورد حجم نسبي مواد پيروكلاستيك و تقسيم آن بر حجم كلي مخروط و تعيين نسبت درصد مربوطه ضريب انفجار آتشفشان را تعيين كردضريب انفجار و بطور كلي شدت انفجار يك آتشفشان كه نوع آتشفشان را ميسازد به تركيب شيميايي گدازه يا ماگماي درون زمين بستگي دارد.

آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر 3)از درون زمین به سطح آن راه می یابند. انباشتگی این مواد در محل خروج، برجستگی هایی به نام کوه آتشفشان ایجاد می نماید.
آتشفشان یی از پدیده های طبیعی و دائمی زمین شناسی است که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
تولید مواد آتش فشانی و پدیده های مؤثر در ایجاد آتشفشان از دوره پرکامبرین تا عهد حاضر تغییر چندانی نداشته است و آنچه در این راستا تغییر کرده است، نوع دانسته ها، چگونگی اندیشیدن و نحوه بهره گیری از آنهاست.

آتشفشانها پدیده های جهانی هستند و در سایر کرات منظومه شمسی به ویژه سیارات مشابه زمین یک پدیده عادی محسوب می شود و آتشفشان بی شک در کیهان نیز رخ می دهد.همچنین پوشش سطحی ماه اغلب با سنگ های آتشفشانی پوشیده شده است و بارزترین ارتفاعات مریخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.
فوران های فومرولی در برخی کرات مانند قمر آیو در سیاره مشتری یک پدیده عادی می باشد. زبانه های آتش و لکه های خورشیدی را جدا از ماهیتشان، می توان نوعی فوران آتش فشانی در خورشید تلقی نمود.

علم آتشفشان شناسی به مباحث نحوه تشکیل و تحول ماگما، چگونگی جابجایی و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نیز تحولات آنها در اتاقک های ماگمایی، چگونگی فعالیت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشانی در سطح زمین، چگونگی تحول مواد آتشفشانی و ... اشاره می کند. علم آتشفشان شناسی از برخی علوم زمین چون پترولوژی ، تکتونیک جهانی، ژئوشیمی، چینه شناسی ، رسوب شناسی ، ژئوفیزیک ، کیهان شناسی و برخی دیگر از علوم تجربی مانند شیمی، فیزیک ، آمار و ریاضی کمک می گیرند.

  پراکندگی آتشفشانهای جهان  

پراکندگی آتشفشان های جهان براساس موقعیت و نوع مخروط آنها شامل موارد زیر می باشد:

نقشه پراکندگی نقاط آتشفشانی در سطح کره زمین

  • نواحی آتشفشانی اروپا تا قفقاز

  •  نواحی آتشفشانی آفریقا و دریای سرخ

  •  نواحی آتشفشانی خاور میانه و اقیانوس هند

  •  نواحی آتشفشانی زلاندنو تا فیجی

  •  نواحی آتشفشانی مالزی و استرالیا

  •  نواحی آتشفشانی اندونزی و جزایر آندامان

  •  نواحی آتشفشانی فیلیپین و آسیای جنوب شرقی - نواحی آتشفشانی ژاپن، تایوان و جزایر ماریان.

  •  نواحی آتشفشانی کوریل، کامچاتکا و سرزمین اصلی آسیا.

  •  نواحی آتشفشانی آلاسکا

  •  نواحی آتشفشانی کانادا و آمریکای غربی

  •  نواحی آتشفشانی هاوایی و اقیانوس آرام

  •  نواحی آتشفشانی امریکای مرکزی و مکزیک

  •  نواحی آتشفشانی امریکای جنوبی

  •  نواحی آتشفشانی دریای کارائیب یا هند غربی

  •  نواحی آتشفشانی ایسلند و اقیانوس منجمد شمالی

  •  نواحی آتشفشانی اقیانوس اطلس

 

بطور عمومي آتشفشانها سه شكل هندسي عمده دارند:

مخروطها ( Cones ) , سپر ها ( Shields ) و ورق ها ( Sheets ) .

ورق ها( Sheets )

سپر ها ( Shields )

مخروطها ( Cones )

مخروط ميتواند متقارن باشد, مانند آنچه در مورد برخي ازآتشفشانهاي آندزيتي ملاحظه مي گردد. 

مخروط ميتواند بواسطه يك كالدراي مركزي قطع شده باشد.مخروط ميتواند كنده مانند كوتاه با دهانه مركزي وسيع باشد ( مانند مخروطهاي توفي حلقوي ) غلظت , ميزان فوران , دوره فازهاي فوراني , نوع ميكانيسم انفجاري از جمله فاكتور هاي عمده در نحوه شكل يافتن مخروط ها و ديگر اشكال آتشفشان مي باشند.

نمایی از یک مخروط

گدازه هاي بسيار غليظ ( يا جريانهاي پيروكلاستيك غليظ ) در اطراف دامنه آتشفشان و يا در پاي آن تجمع مي يابند ( حتي اگر ميزان فوران بالا باشد ) در حالي كه گدازه هاي بسيار رقيق و همچنين جريانهاي پيروكلاستيك جيم و روان , بسرعت از دهانه مركزي آتشفشان دور شده و تشكيل دامنه هاي كم شيب و بالنتيجه سپرهاي آتشفشاني كم ارتفاع مي دهند.

 آتشفشانهاي سپري مي توانند بعنوان حد واسط مخروط ها و ولكانيسم ورقي محسوب شوند.

نمایی از یک آتشفشان سپری

آتشفشانهاي اخير تشكيل بازالتهاي سيلابي و يا جلگه اي مي دهند. اين بازالتها تجمع عظيمي از مواد خروجي بصورت ورقي يا صفحه اي داده كه برخي از جريانها گدازه اي مساحتي متجاوز از يكصد هزار (000/100) كيلومتر مربع را مي پوشانند, بدون اينكه تغييرات مهمي در ضخامت جريانها ملاحظه گردد .

همچنين برخي از گدازه هاي تحول يافته و رقيق شده تشكيل ورق هاي گسترده داده اند. وسيع ترين نوع ته نشستهاي آتشفشاني ورقي مواد آذر آواري و يا در واقع تفراهاي ريزشي  ( Fallout tephra ) مي باشند كه تشكيل پوشش هاي گسترده از لاپيلي هاي پاميسي و يا خاكستر هاي آتشفشاني مي دهند .

تفراي ريزشي  ( Fallout tephra )

شكل عمومي اينگونه  صفحات تفرائي بيضوي مي باشد زيرا بعلت تاثير جريان باد در يك جهت خاص كه منطبق با جهت وزش باد است بيشتر پراكنده ميشوند ‏بطوريكه طول آن ممكن است به صدها و حتي هزاران كيلومتر برسد . البته اكثر اين ورق ها كم ضخامت مي باشند و حجم بازالتهاي جلگه اي يا سيلابي و جريانهاي پيرو كلاستيك عمده را ندارند . چنين ورق هاي تفرائي منفرد نتيجه انفجارهاي پر قدرت مي باشند كه رد آنها را مي توان تا مبداء  كه معمولاً يك كا لدرا مي باشند دنبال نمود . اين ته نشستهاي تفرائي بخصوص لايه هاي خاكستر دار آتشفشاني را كه خوب حفظ شده اند مي توان ما بين ته نشستهاي عميق دريائي ملاحظه كرد. در روي خشكي , بخش عمده اي از آنها فرسوده مي گرددو يا ممكن است آثار آنها را در توپوگرافيهاي پست, در بين ته نشستهاي درياچه اي در زير جريانهاي آذر آواري و غيره مشاهده نمود.

 ماگما را در اينجا به دو گروه تقسيم ميكنند:

الف: ماگماي اوليه و يا مادر ( Parental magma ) كه بواسطه ذوب بخشي گوشته فوقاني ( Upper mantle ) و يا پوسته تشكيل مي شوند.

ماگماي مادر ( Parental magma )

ب : ماگماي اشتقاقي  ( Derivative magma ) كه بواسطه پديده تفريق از ماگما ي اوليه و يا در اثر اختلاط ماگماها ( Magma mixing ) حاصل شده اند.

سنگ حاصل از ماگمای اشتقاقی

 دو دسته از شرايط در تحول ماگمائي مي توانند مد نظر قرار گيرند:

 -دسته اول آنهايي مي باشند كه در محل تشكيل ماگما آنرا متاثر ميسازند.

 -  دسته دوم آنهايي هستند كه ضمن صعود ماگما و تا زمان فوران ماگما, آنرا تحت تاثير قرار مي دهند.

ماگما هاي بازالتي عموماً بعنوان ماگماهاي اوليه نگريسته شده اند . البته در هر صورت هر ماگمائي مي تواند بعنوان ماگماي مادر ديگر ماگماي بيشتر تفريق شده محسوب گردَد.

عواملي كه باعث كنترل تركيب ماگماهاي بازالتي مي شوند پيچيده بوده و از جمله عبارتند از :

 الف – تركيب : كه شامل تركيب شيميائي  و كاني شناسي سنگ مادر   ( منشاء ) و همچنين تركيب مواد فرار ( Volatipes ) يعني نوع مواد فرار و فراواني نسبي آنها مي گردد.

  ب  – فرايند ذوب:   كه ارتباط با درجه ذوب بخشي  ( كه خود در ارتباط با      فشار , حرارت و   ميزان مواد فرار  مي باشد) و    عمقي كه ماگما در آنجا تشكيل مي شود دارد.

ماگماهاي بازالتي هنگامي اوليه اطلاق مي شوند كه مستقيماً از محل تشكيل به سطح زمين برسند ( از طريق شكستگيها ) و عملاً متحمل هيچگونه تغيير شيميائي ضمن انتقال نشده باشند.

 ماگماهائي كه بتوان آنها را اوليه ناميد كم و نادر ميباشند زيرا اغلب ماگماها ضمن سرد شدن ممكن است متحمل تبلور بخشي شده و يا با اختلاط و آلودگي در مسير خود به سطح زمين دچار تغيير تركيب شيميايي بشوند.درجه ذوب بخشي در هر عمقي در رابطه با فشار و ميزان مواد فرار سيستم مي باشد. كارهاي  انجام شده در دهه اخير نشان داده است كه نوع ميزان مواد فرار تاثير عمده اي بر درجه حرارت ذوب , درجه ذوب بخشي پريدوتيت گوشته و تركيب شيميائي ماگماي حاصله بر اثر ذوب بخشي دارد. مواد چفرار اصلي مطالعه شده همانا آب H2O و گاز كربنيك CO2 مي باشند.

فوران هاي انفجاري از ويژگيهاي ماگماهاي مافيك خيلي تحت اشباع از سيليس بوده بنظر ميرسد بواسطه فراواني مواد فرار موجود در ماگماهاي مزبور ميباشد.

نمایی از فوران ماگما از نوع استرامبولی

همچنين خروج غير انفجاري بازالتهاي توله ئيتي, محتملاً بواسطه پايين بودن ميزان مواد فرار موجود در آنها مي تواند باشد. ميزان پايين مواد فرار مي تواند بواسطه درجه ذوب بخشي بالا و يا پائين بودن آن در سنگ ها در گوشته باشد. در واقع درجه ذوب بخشي بالا سبب ترقيق مواد فرار ميشود.زيرا اين مواد فراركه درمواد ذوب شده اوليه ( براثر ناپايداري زودرس فازهاي هيدراته ) تمركز مي يابند , بر اثر ذوب بخشي زيادتر در ماده مذاب ترقيق مي گردند.